خرید بک لینک
چهره ها در شبکههای اجتماعی (370)

برچسب: نویسنده: حامد رادمنش تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 21:02

دیشب ساعت 11 صدای اواز و هلهله عروسی از کوچه امد سحر رفت پای پنجره دید چهار و پنج خونه اونورتر جشن عروسی است و مردم توی کوچه واستاده دارن می زن و میرقصن من به سحر گفتم بریم تماشا سحر گفت هوا سرده ولش کن من اصرار کردم به سخر یه پیلور یقه هفت خودم دادم پوشید و کاپشن هم بهش دادم سردش نشه رفت

برچسب: نویسنده: حامد رادمنش تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 21:02

امروز پنچ شنبه است و اداره تعطیه توی رختخواب غلت زدم دیدم سحر هنوز خوابه بلند شدم گوشی موبایلش را چک کردم دیدم که آرش براش عکس فرستاده نونمون تموم شده بود باید میرفتم نون بخرم حسش را نداشتم یاد آرش افتادم تماس گرفتم بهش گفتم برای خاله سحر جوونت یک نون سنگ برزگ دو روی بخر ضمنا دو تا خامه شکلاتی

برچسب: نویسنده: حامد رادمنش تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 21:02

لپ تاب خراب شده بود سحر گرافه شده بود و نمی تونست اینترنت بره گفت لپ تاب را ببر تعمیرش کن وای حسش را نداشتم لب تاپ را ببرم تعمیر گاه خیابان میرداماد گفتم کسی را سراغ نداری از لبتاپ سر بیاره گفت آرش بلده بازم مشگل گشا ما آرش شد گفتم بهش تماس بگیر سحر گفت نه اینکار را خودت بکن من گفتم اگه من ت

برچسب: نویسنده: حامد رادمنش تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 21:02

شهین خانم همسایه ماست برای اهالی محل سبزی پاک می کنه و کسب درامد می کنه وضع مالیش هم خوب نیست همه همسایه را هم می شناسه یک جوری فضول محل است یعنی از جیک و پوک همه خبر داره یک پسر بنام سیاوش داره با عروس که پیش اوست سحر سبزی پاک نمی کنه به شهین میگه براش سبزی پاک کنه تا از طریق کمکش کند یک روزی

برچسب: نویسنده: حامد رادمنش تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 21:02

سحر پیاده روی می خواست بره من را دید که صورتم را اصلاح نکردم گفت با تو بیرون نمیرم همه متوجه میشن که پیری بمن برخورد گفتم 5 دقیقه صیبر کن اصلاح می کنم تیغ و صابون را برداشتم و صورتم را اصلاح کردم سحر مانتوی استین کوتاه پوشیده بود یعنی طوری که ارنجش بیرون بود رژ لب غلیظ و شالش فقط روی سرش بود ج

برچسب: نویسنده: حامد رادمنش تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 21:02

صفحه بندی